کارنامه خاکستری مایل به مشکی

قبل از رئیس جمهور بودن باید عبدالله بود

کارنامه خاکستری مایل به مشکی

قبل از رئیس جمهور بودن باید عبدالله بود

سایه هیچگاه سفید مایل به قرمز نمی‌شود به جز.....

بایگانی

۳ مطلب با موضوع «می دانم دیر است اما الان فریاد می زنیم» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

رحم که نباشد همین می شود، استخوان همدیگر را هم می لیسند...به بهانه ی من در آوردی، پول که کم می آورند(پول لازم می شوند)، از خودشان چیزی در می کنند و از دوستشان می ستانند...(زور هم که دارند«اما زوری بادی فقط»)...


عهدنامه ی رویتر در زمان قاجار در حال بسته شدن بود که (الحمدالله) روحانیون عالم به زمانه ی خود به پا خواستند و مردم دانا هم گول زیبایی قرارداد را نخوردند و با آگاهی به یاری عالمان مکتب تشیع خویش بلند شدند. (الحمدالله)

من نمی دانم اگر قرارداد رویتر بسته می شد چه می شد ولی الان یواش یواش دارم می فهمم که اگر بسته می شد چه ها می شد، نا سلامتی قرارداد رویتر الان به یک اسم دیگری بسته شده است.

الحمد الله عالمان بزرگواری که عالم به زمانه ی خویش بودند بلند شدند، ولی حیف اکثر مردم گول زیبایی (ای کاش زیبایی هم داشت) قرارداد را خوردند و رهبر عالمشان را تنها گذاشتند...

خدا به خیر بگذراند...

بدون تعارف(به کسی برنخورد)...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۵:۴۳
بهار مخفی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
...می دانم دیر است اما الان فریاد می زنیم...
باز هم جناب آقای ظریف، توبه کرد...مرحبا به تو ای مرد.....
ولی آه از کسانی که گناه خویش را تقصیر کس دیگری می اندازند و می گویند: شما هم باید توبه کنی...
دِ (مثلاً میانه رو مثلاً انقلابی) اون کسی رو که مقصر می دونید چندین بار اعلام فرمودند از این برجام خوش ندارد بوی خوشی از قرارداد بستن با دشمنان نمی آید.
حیف، حیف که هنوز دنیا خراب نشده است وگرنه می دانستم چه کنم....

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۶
بهار مخفی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
می دانم دیر است اما الان فریاد می زنیم
بعضی وقت ها (که گذشت) باید به کسانی لگد می زدیم، در این دولت لبخند زدیم. این اوج حماقت است...ولی حالا فهمیدیم و بلند شدیم که دیگر احمق نباشیم...
ما دانش آموزان، ما دانشجویان که می بینیم چه اتفاقاتی می افتد ولی حتی حاضر نیستیم در جمع دوستانه ی خودمان آن را مطرح کنیم، در عین حالی که فردی حزب اللهی،دولتی، بسیجی و... را می بینیم چنان بهش می پریم و از اصول دین تا خط کشی عابر پیاده به آن بنده خدا گیر میدیم و همه ی کمبود های زندگی از سوراخ بودن پستونک نوزادیمان تا چرا در نماز دو سجده داریم را تقصیر او می اندازیم.
باید بگویم که نه، تویی که ادعایت «خیلی معذرت می خواهم» (مقعد) خر را پاره می کند، اگر یه کمی انتقادهایت را به اهل و در جایش می رساندی و لگد به روزگار بعضی از افراد و مسئولین بی لیاقت و بی تدبیر می زدیم روزگاری سفید تر داشتیم...
اما آلان بلند شدیم....
می دانیم دیر است ولی باز هم بلند شدیم که دیگر نگذاریم بدتر شود...
بلند شدیم تا نگذاریم بیشتر از این بخورند و ببرند...
دیگر نمی گذاریم....نه نمی گذاریم.....
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۵
بهار مخفی